الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

7

الغدير ( فارسي )

نميسزد كه بگويند ، از راه تقيّه استدلال به آن ننموده ، چه آنكه از او نقل ميكنند كه در روز شورى بخبر غدير و خبر مباهله و به تمام فضايل و مناقب خود تمسك جسته و بطور حتم در اثبات امامت خود به اين آيه تمسك ننموده ، : اه . و تو ( خوانندهء اين سطور ) به خوبى ميدانى كه سخن طبرى در اسناد روايت احتجاج و استدلال بحديث غدير و غيره بخصوص رافضيان فقط ، ناشى از عصبيّت و كينه توزى او است و مردود است ، زيرا چنان كه دانستيد ، خوارزمى حنفى اسناد حديث مزبور ( احتجاج ) را از استادان و ائمّهء حفاظ و آنها از كسانى چون ابى يعلى و ابن مردويه كه از حفاظ حديث و ائمهء نقل حديثند به شرحى كه داير به تصريح ابن حجر بروايت حافظ دار قطنى بيان شد ، نقل نموده ، بدون اينكه نكوهشى و نظر مخالفى در آن ابراز نمايد ، و روايت حافظ ابن عقده و حافظ عقيلى ، و نيز شنيديد سخن ابن ابى الحديد و تصريح او را ، باينكه داستان احتجاج در ميان اهل حديث شايع و مستفيض است و آنچه را كه در نظر او از حديث مزبور مورد صحت و تأييد واقع گشته ، ملاحظه نموديد . و از مجموع مطالب مذكوره به قدر و قيمت مطالب سيوطى نيز در جلد 1 « اللئالى المصنوعه » صفحهء 187 واقف خواهيد شد ، كه نامبرده در آنجا حكم به موضوع بودن و عارى از حقيقت بودن حديث مزبور ( احتجاج و استدلال ) ميدهد بعنوان اينكه در اسناد عقيلى ، زافر وجود دارد و او در ميان روات ضعيف است ، و نيز در طريق روايت نامبرده مردى ناشناس و مجهول وجود دارد ، در حالى كه ما اسنادها و طرق ديگرى را نيز ذكر نموديم كه در آنها نه زافرى هست و نه مرد مجهول ! ! وانگهى ما اگر با او در عقيده بضعف زافر همراه باشيم آيا به مجرد وجود ضعيف در طريقى رواست كه بعارى از حقيقت بودن آن حكم قطعى داد ؟ ! چنان كه سيوطى گمان كرده ؟ ! و در جميع موارد از كتاب نامبردهء خود بر خلاف روش آنها كه دربارهء روايات ساختگى و بىحقيقت تأليف نموده‌اند رفتار نموده است ؟ ! نه . نه چنين است ، و بلكه چنين پندار و روشى از ضعف